Search is not available for this dataset
text
stringlengths 8
240k
|
---|
خب شاکی نشو
|
بذار بازم حرف بزنم
|
چراغ سبزتو نیگه دار
|
من خودمم نمیدونم داره چی میشه که اینجوری میشه !
|
نمیدونم چرا عادت کردم یهو !
|
فقط میدونم کار خدا بی حکمت نیس منم همیشه تسلیمشم !
|
ببین رفیق !
|
خدا رو شکر میکنم که آنقدر دوستم داره و بهترین وسیله شو جلوی پام میندازه . .
|
فقط نمیدونم تو راضی هستی یا نه ؟ نمیدونم خسته شدی از نق نقهای شبونه ام یا نه
|
نمیدونم کلافه شدی . یا نه !
|
یه دل کوچیک ! بیدلیل داره با همین حرف زدنا آروم میشه . .
|
همه برایم دست تکان دادند ،
|
اما کم بودند دستانی که تکانم دادند !
|
دوست و دست بسیارند !
|
اما دست دوست اندک . دست دوستیت جاویدان !
|
پاورقی این اتفاق واسه من یه افتخاره ! تو رو نمیدونم !
|
با زبون دیگهای غیر از زبون درد و دلام بلد نبودم پاورقی بنویسم !
|
اینکه میذاری باهات حرف بزنم تا فشاری رو نفس زدنام نباشه افتخاره . .
|
اینکه در رفاقتتو باز کردی به روم برام افتخاره
|
حتی اگه تلخ باشی . بابت همه بودن هات ازت ممنونم ! شیدا
|
ای که میگویی کبوتر با کبوتر باز با باز بلبل و گل از چه گشتند هم نواز ؟
|
چند تا دل نوشته . از جنس دلم
|
تو را مرور میکنم تا فراموشی دقش بگیرد . . از این همه رگبار شلیک احساس به تو !
|
سه دو یک
|
نه ! نمیشود !
|
بدون تو نمیشود . . !
|
زیر باران نباید رفت . سهراب کجاست که ببیند حتی رل بازی کردن بدون تو بایم مثل گاز زدن یک بادام تلخ هم تنفرانگیز تز است !
|
شانه میزنم زلفهای لخت بافته ام را !
|
و زیر لب آوازی سر میدهم . .
|
انگار شانه به رقص آمده است ! پس اگر تو هم بودی حتماً می گفتیزلف بر باد مده تا ندهم بر بادت !
|
میگویی حواست را پرت کن ! خب نابغه ی عشق !
|
هر چقدر هم حواسم را پرت کنم باز صاف میافتد بغلتو !
|
خط خطی نوشت
|
مخاطب ترانه هام ! این دل شکستن نداره
|
این دستی که بلرزه خب ، . . نای گرفتن نداره شیدا
|
سایه تو کم نکن رفیق !
|
آهای رفیق مهربون آهای شما آی همزبون
|
آی که شدی ستاره و همون سهیل بی نشون
|
آی که توی بیداریام نیست از حضور تو نشون
|
آی که تو توی خوابمی ، یه کم تو بیداری بمون !
|
یه عصر گرم آفتابی دلم هوای دوستو کرد
|
سارا بود اسم اونی که یه شاعری صداش میکرد
|
یه شاعری با کلی حرف با کلی مکث ناگزیر
|
کلی مراعات واسه اون کلی نگاه سربهزیر
|
دلخوش به اون پیامکه ، که میرسه به دست دوست
|
دلداری خودش شده هرچه از او رسد نکوست !
|
دریغ ازینکه آتیشش یه لحظه سرد و کم بشه
|
دریغ ازینکه لحظهای اون بغضه بیش و کم بشه
|
پس دفتر شعرشو خواست با کلی حرف رو کاغذا
|
درسته که صبوره خب گذشت زمان طاقتا !
|
هر چی تو دل بودش سرود خیلی رک اما پر امید
|
هیچکی نگاه شیدا رو تو وقت دلتنگی ندید
|
یه وقتا هفت آسمونش تیره میشه ، بیستاره
|
اون وقت دلش بهش میگه غصه نخور . . روزگاره !
|
اما ته احساس من ، چیز دیگه اس ، معنا داره
|
بهونه نیس دلش میگه این دله سارا رو داره !
|
درسته یک قولی داد و سر قرار نیومدش
|
موعد دیدار میشد و وقت کمش سر اومدش
|
درسته این حوالیه خونه اون سنگ صبور
|
درسته خیلی نزدیکه ، اما شده یه راه دور !
|
تو دنیای مجازیه عکسای خیلی محشرش
|
زل میزنم تو چشماش و فوت میکنم دور سرش !
|
خب تو بگو چه چارهای به غیر از این کارا دارم ؟
|
تو دنیای واقعی مون ، دل خوشه من سارا دارم
|
این شرط انصاف نشدش شعر بگم و پشت سرم
|
جایزه رنگارنگ بیاد ، تو نباشی دور و برم
|
غمگینه وقتی روی سن ، اسمی ازت برده بشه
|
یه صندلی خالی از اون دو را افسرده بشه
|
غمگینه وقتی شعر میگم صدای تشویقا میاد
|
اما صدای دست تو به افتخارت نمیآد
|
غمگینه وقتی حرف دارم ، بدل به جات زیاد میشه
|
کام دلم لج میکنه اونی که نمیخواد میشه !
|
گاهی خیال تو برام حکم همون عکسو داره
|
درسته آروم میکنه اما فقط نقشو داره
|
هیچکدومش برای من وجود سارا نمیشه
|
این شبا بیسنگ صبور ، تبدیل به فردا نمیشه
|
آدمای زیادیاند توی نقاب همزبون
|
چهره بعضی مشکوکه چهره بعضی مهربون
|
اما رگ خواب دلم ، تو دست هرکی جا نشد
|
حرفای هیچکسی برام آرامش دنیا نشد
|
گاهی هوس میکرد دلم گوشی و بردارم و زود
|
بگم دلم گرفته خب ! این دیگه کار من نبود
|
تعصب عجیبیه ! بدون ذرهای دروغ
|
دور و برم از آدما عجیب شده شلوغپلوغ
|
تو ازدحام حرفاشون ، ذرهای دل آروم نشد
|
لحظهای حرفای دلم با غریبه حروم نشد
|
تلنگر اطرافیان ، شده یه هشداری و اسم
|
اگه که حرفو گوش ندی . . من زودی به سارا میگم !
|
پیام شعر هیچی نبود جز وصف این سه ماه که رفت
|
اندازه هر ساعتش دلم میشد هزار تا حرف
|
دستمو باز گذاشتی تو حرفای بیحد و حساب
|
بعدم با حوصله برام یکی یکی دادی جواب
|
درسته خیلی راحتم با قلب مهربون تو
|
جا داد منو با احترام ، اون دل همزبون تو
|
درسته یک مسیریو با هم تو صبح خیلی زود
|
ما طی میکردیم روزایی به زیر این سقف کبود
|
اما وجود سرد من چند روزیه یاغی شده
|
باز تپشای قلب من واسه غما بازی شده
|
هیچ نمیدونه مرهمی به جنس آسمون دارم
|
هیچ نمیدونه سارایی توی محله مون دارم
|
Subsets and Splits
No community queries yet
The top public SQL queries from the community will appear here once available.