fa
stringlengths
3
1.98k
en
stringlengths
5
2k
sco
float64
1
1
"وقتی که به ستارهها و کیهان نگاه میکنی، احساس میکنی که تو فقط از یک سرزمین مشخص نیامدهای، بلکه اهل منظومه شمسی هستی."
2) “When you look at the stars and the galaxy, you feel that you are not just from any particular piece of land, but from the solar system.”
1
ولي بهت اطمينان ميدم... يکي از اون درها...
But I assure you, one of those doors leads out, my friend.
1
ولی در هر صورت جنگجویان معروفی به شمار میآمدند.
However, they were famous fighters.
1
يه کم به راست
To the right, a little bit.
1
یعنی همواره میخواهد کاملتر شود و وحدت بیشتری پیدا کند.
Always [he] wanted to live more intensely and richly.”
1
5- تیم فروش حرفه ای با پاسخ سریع به سوالات شما. مشخصات پودر کلاژن ماهی دریایی
Professional sales Team: We have professional sales team who can response to your inquiries timely and accurately.
1
آره .من جدی فکر میکنم ...باید همین الان هم حواسمون باشه
I really think that we should keep it strictly a cover this time.
1
آیا از میان ما تنها بر او وحی نازل شده؟! نه، او آدم بسیار دروغگوی هوسبازی است!
‘Has the Reminder been cast upon him from among us? No, he is a self-conceited liar.’
1
احساس می کنم بالاخره یه خانواده شدیم خیلی خوشحالم
I feel like we've finally become family. I'm so glad.
1
ارگاسم. اين بابا مي خوااد يه کپي ازش بخره قيمتش چند در مياد؟
This man wants to buy a copy.
1
اقا دوتا دکتر در رفته ما اونارو گرفتیم
Sir, two doctors were trying to escape from here.
1
این تنها بزرگترین بازی Ubisoft تا کنون نیست ، بلکه زیباترین آن است."
This isn’t just Ubisoft’s biggest game ever, it’s also it’s most beautiful.
1
اینجاست که تفاوت بین Opacity و Fill مشخص می شود.
And that's the difference between Opacity and Fill.
1
این یکی از دلایلی است که دانشجویان برای تحصیل، ایتالیا را انتخاب میکنند.
This is one of the reason why students choose India for further studies.
1
بگو: آن- رسالت من يا قرآن يا رستاخيز- خبرى بزرگ است،
Say: "That (this Quran) is a great news,
1
«بله، من به دنبال حرفهای عالی بودم، اما برای روابط انسانی بیش از پیشرفت ارزش قائل هستم.
“Yes, I would pursue a great career, but, I value human relationships more than accomplishment.
1
به دلیل این که ما کلمات را در زمان آواز خواندن کش می دهیم، مصوت مانند این موارد اندکی بیشتر بیان می شود.
Because we stretch words out as we sing, the consonants like these stand out a bit too much.
1
به غیر از محل خودرو، دستگاه GPS همچنین میتواند دادههای real-time در مورد وضعیت وسیله نقلیه و رویدادهای خاصی را که در دستگاه GPS تنظیم شده است، ارسال کند.
Apart from lorry area GPS gadget can likewise send out an actual time data about car’s condition and particular events which are embeded in the GPS device.
1
بيا بالا, در رو بذار باز بمونه سوار ماشين بشو و برو
Come upstairs. Leave the door open and drive away.
1
بیا بریم خونه.سوپرایز داخله
The surprise is inside.
1
بیا و مرا پیدا کن .
Come and find me.
1
. بیشتر با هه جو زندگی کنم.
I just want to live a little.
1
بی گمان در این (ماجرا) نشانه ای است، و بیشتر آنها مؤمن نبودند.
Verily, in this is indeed a sign, yet most of them are not believers.
1
پدر گفت بايد ببينمش
Father said I needed to visit.
1
پس از خروجش از ايران، دستگاه قضايی وی را به ۶ سال زندان محکوم کرد .
When he left Iran in 2005, the Judiciary sentenced him to six years in prison.
1
پس از خواندن مقالات فراوان، تماشای صدها عکس و انجام تحقیقات توانست یک استودیوی معمولی مربوط به آن روزها بسازد که یک عکاس قدیمی آن را تایید کند.
After reading lots of articles, watching hundreds of photos, and doing a huge research I could build a typical studio to the old days studios in recognition of old photographer.
1
پلیس پرتغال روز گذشته در بیانیه ای اعلام کرد که مردی پرتغالی در کشور مجارستان دستگیر شده که به عقیده ی آن ها در چهار سال گذشته به هک، سرقت و سپس فاش کردن پرونده های محرمانه ی باشگاه های فوتبال اروپایی اقدام می کرده است.
Portuguese police announced yesterday the arrest of a Portuguese man in Hungary who they believe hacked, stole, and then leaked secret documents from European football (soccer) clubs during the past four years.
1
تا کی میخواید بهش فشار بیارید؟
When do you plan to stop pressing him?
1
تحقیقات نشان می دهد که حرکت به خانه "کم انرژی" کاهش یافته است، نه از بین بردن، مشارکت فعال خود را.
The research finds that moving to a “low-energy” home has reduced, rather than eliminated, their active involvement.
1
تنها چیزی که بعد از آمدن هدایت مانع شد مردم ایمان بیاورند، این بود (که از روی نادانی و بیخبری) گفتند: «آیا خداوند بشری را بعنوان رسول فرستاده است؟!»
Nothing prevented people from believing when guidance came to them but (the excuse):'Has Allah sent a human as a Messenger'
1
تو کارت رو عالي انجام دادي
You did great work there.
1
توی خونه مشکلات زیادی داشتم.
I had many problems at home.
1
جیامینگ خیلی شلوغش کرده
This Jiaming is just acting too tough.
1
حتما شما هم میدانید که شکلات تلخ مزایای بسیاری برای سلامتی دارد.
You will also learn that chocolate has many benefits for your health.
1
.خب، آرزوی موفقیت میکنم، قربان- .ممنون، به امید دیدار-
Well, best of luck to you, sir. Thank you. See ya.
1
خسته آدمهای خسته دور و برشان را نگاه می کنند.
Dozens of tired people look at her.
1
خيلي ترسيده بودم و گيج بودم که جينکس دويد و ...
I was so frightened and flustered... when Jinx here ran in and...
1
خیلی خب، شاید به پدرِ عزیزش گوش کنه
All right, maybe she'll listen to her dear old dad. Not anymore.
1
دانکن مرکز جهان نيست
Duncan is not the centre of the universe.
1
دستش رو گرفتم و خودم رو خراشیدم
I took his hand and scratched myself.
1
دشمن ما بی فکریست . این فلسفه است . " " و چیزی برای تونی تغییر کرد .
Our enemy is thoughtlessness. This is philosophy. "" And something changes for Tony.
1
رهبر بدنام چریکهای کمونیست
Notorious Communist guerrilla leader
1
زخمي نشده ، فقط شوک زده شده.
There's no wound. It must have gone into shock.
1
زمانی که مراسم عروسی در حال برگزاری بوده بین ساعت 10 تا 11:
When wedding processions were passing by, between 10 and 11:00 p.m.
1
سفر رفتن جزء علاقمندیهای من است.
Travelling the world is one of my interests.
1
شهروندان چینی که همزمان با سالگرد تاسیس جمهوری خلق چین هفتاد ساله می شوند، در ۷۰ ساله گذشته شاهد قحطی، آشوب سیاسی، تغییرات شدید اقتصادی و اکنون ثروتی بی سابقه هستند.
Chinese citizens who are turning 70 with the Communist State on Tuesday have witnessed famine, political chaos, rapid economic change and now unprecedented wealth.
1
عشق در زمستان آغاز میشود
Love Begins in Winter
1
کائوتسکی در عین مخالفت با سوسیال – امپریالیستهای معترف و ساده لوح (مردانی چون لنش) که شرکت آلمان را در جنگ به عنوان وسیلهای برای نابودی انحصار انگلیس توجیه میکنند، این اشتباه واضح را با یک اشتباه به همان اندازه واضح دیگری «تصحیح» میکند.
Arguing against the avowed and naïve social imperialists (men like Lensch) who justify Germany's participation in the war as a means of destroying England's monopoly, Kautsky "corrects" this obvious falsehood by another equally obvious falsehood.
1
کارم داشتین؟
Did you call for me?
1
کلیه سوابق پزشکی کودک تان را در اختیار پزشک دهید.
Please bring your child's medical records to your appointment.
1
کمی مکث کرد، بعد آهسته پرسید.
She hesitated, then spoke in a small voice.
1
که Pm ℓ را میتوان به صورت زیر تعریف کرد:
the Pm ℓ can be expressed in the form
1
که قبل از اخراجم بتونم یه کار دیگه پیدا کنم حتما خواب بد دیدی با واقعیت قاطی کردی
So I may find myself alternative employment, before I am cast out. Oh, Spratt... You have clearly had a bad dream and are confusing it with reality.
1
گوگل در نهایت آن را با RCS به اینجا آورده است.
Google has finally had it up to here with RCS.
1
ما در مورد پدرت کلی تحقیق کردیم
We did a thorough background check on your father.
1
مثل چیزهایی که در فیلمها میبینید."
This is stuff you see in movies."
1
مشتریان از کسی می خرند که کمکشان می کند!
Customers are looking for someone to help them.
1
معذرت بخاطر چي ؟
Excuse you for what?
1
من اصلا لباس مجلسی ندارم
I don't have any fancy clothes.
1
من قسم خوردم که شما رو در امان نگه دارم و تونستم به اون قسم عمل کنم به لطف این مردان و زنان قهرمان، هه، هه،
I vowed to keep you safe and I was able to deliver on that promise thanks to the heroic men and women, heh, heh, who stand before you today.
1
ميخوام که يه زمين لرزه رو ببينم
And I want to see an earthquake.
1
میچ فلگ، مدیر اجرایی ارشد سریکا، میگوید: ما با شرکای خود و با دولت انگلیس همکاری خواهیم داشت تا شرایط مود قبول مقامات آمریکایی را شناسایی کنیم تا از عملکرد ایمن و کارآمد میدان رهوم اطمینان حاصل کنیم و همچنین بازگشت اقتصادی این میدان با ارزش انگلیس تضمین شود.
Mitch Flegg, Serica’s chief executive, said: “We will be working with our partners and the UK government to identify measures, acceptable to the US authorities, to protect safe and efficient Rhum operations and ensure maximum economic recovery of reserves from this valuable UK resource.”
1
- میخوام که...
- I would like to...
1
همچنین میتوانید در نظرسنجی های ماهانه شرکت کنید.
You can also compare monthly data.
1
و بعد آن کوچولو درست جلوی چشمِ ما بزرگ میشود.
Your little guy is growing right before our eyes.
1
و به روز بمانید.
And let go of the day.
1
وزارت امور خارجه ویزای اقامت را در میان شش منطقه جغرافیایی توزیع می کند و هیچ کشوری نمی تواند بیش از هفت درصد از DV های موجود را در هر سال دریافت کند.
According to the State Department, the diversity visas (DVs) are “distributed among six geographic regions and no single country may receive more than seven percent of the available DVs in any one year.”
1
وقتی خونه خریدم یه صندلی خوب میخوام
I wanted a good chair when I bought a home.
1
و همواره با تیم مجرب خود به دنبال بهترین و با کیفیت ترین محصولات و تجهیزات در صنایع مختلف هستیم.
And we are always looking for the best and highest quality products and equipment in various industries with our experienced team.
1
وی از تصمیم دولت یونان مبنی بر انتقال ۲۰ هزار مهاجر از جزایر این کشور به سرزمین اصلی تا پایان سال استقبال کرد اما خواستار ایجاد فوریت برای انجام آن شد.
She welcomed the Greek government’s decision to transfer 20,000 migrants from the islands to the mainland by the end of the year but called for it to happen as a matter of urgency.
1
[2] در تاریخ ژوئیه 2018، کاپیتان زن ارتش اسرائیل، یا نعمان، به یک باتری موشکی پاتریوت دستور داد تا یک هواپیمای بدون سرنشین و جت جنگنده سوریه را بر فراز بلندی های جولان بیندازد، که به وی گواهینامه تقدیری نظامی دادند. [3]
In 1986, Amira Dotan, then-head of the Women's Corps, became the first female brigadier-general.[2] In July 2018, female IDF captain Or Naʽaman ordered a Patriot missile battery to shoot down a Syrian drone and fighter jet over the Golan Heights, which earned her a military certificate of appreciation.[16]
1
احمق، اگه خبری بود، مطلع میشدی؟
You donkey, would you know if there were any news?
1
ازش متنفرم متنفرم!
I hate them, hate them!
1
ازم خواستن بخاطرِ اينکه اون موتوري که . پيدا شده مثلِ مالِ منه ، برم و چکِش کنم
They want me to check because it's the same model as my bike.
1
اگه بهم بگی دقیقا چی میخوای. . دوست دارم سازگاریش رو بیشتر کنم
And I'm willing to make adjustments if you let me know what you want.
1
اما اگر در زمان حال و در یک شرایط کاملاً معمولی به همون مکان برگردین ، چیزی که باقیمانده این است .
But if we come back today, during a normal condition to the exact same location, this is what's left.
1
اما حارثه یکی از خانههایش را به زوج جوان بخشید.
However, a fairy gives a peasant boy a pair of boots.
1
اما موقع دیدن این ماشین این حس بهتون دست میده که... این ماشین کمتر زیر تیغ جراحی زیبایی رفته... و بیشتر شبیه هالک شده!
But you get the sense that in creating the GT R, the goal was less surgical instrument, more the Hulk.
1
او جای یک زن ایرلندی را در کارخانه گرفته بود و تا آنجا که همه به یاد داشتند،
She had taken the place of an Irishwoman who had been working in that factory ever since any one could remember.
1
او هفته گذشته در این مورد با من صحبت کرد."
He talked about it last week.”
1
اوه، من اسمش رو سرگرمي نميذارم.
Oh, I wouldn't call it a pastime.
1
اينجاهم راديو و فرستنده آبي چشمها و گوشهاي زيردريايي
Here's the radio and the hydrophone. The eyes and ears of the boat.
1
این امر تمایل به مخدوش و نابود کردن همه تفاوت ها دارد و تمام سلسله مراتب را به یک سطح عمومی تقلیل خواهد داد.
It tends to confound and destroy all Distinctions, and prostrate all Ranks, to one common level.
1
این خیلی ناراحتکننده و عذابآوره...
It is frustrating, and it's annoying and, uh, it's hard to...
1
! با هم تباني کردين هي
Did you set this up together?
1
باید بدونی چقدر دزدیده؟
You must have some idea how much he got away with.
1
باید برای جواب دادن بهش زنده بمونیم یانه؟
Don't we all have to be alive to face Rolex?
1
ببین، اون از موقعی که برای درمان با پرنا ست ترک کرده
Look, she's cut way back since therapy with Perenna.
1
بدون درمان گذاشتن افسردگی و اضطراب
Leaving Your Depression And Anxiety Untreated
1
بهترین مستند: inside job (چارلز فرگوسن و آدری مارس(
2010: Inside Job - Charles Ferguson and Audrey Marrs
1
«به خوبی و رسایی رسالتهای پروردگارم را به شما میرسانم و من برای شما نصیحتکنندهای امینم.»
I convey to you the messages of my Lord, and I give you sincere advice.
1
به رغم برخورداری از فضای امن رسانهای و میزان بالای ارتشاء، جاماییکا از مطبوعات قدرتمندی که خبرها را پوشش دهد، برخوردار نیست. یک برنامهی جدید در تلاش است تا این وضع را تغییر دهد.
In the first installment of our six-part series on photojournalism, we look at the challenges of building a more diverse photojournalism climate — and highlight some organizations working to change that.
1
پست: info@tryace.net
Hollywood’s depiction of Asians tacky
1
پس، خداحافظ و متأسفام که تو را رها کردم.
So, goodbye and sorry about letting you go.
1
تازه از مسکو بازگشته بودند
They had just come back from Moscow
1
تو مایه ی شرم نشان پلیستی
You're a disgrace to your badge.
1
جانگ مان " . . داري چيکار ميکني ؟ "
Jang Man, what are you doing there?
1
چگونگی پاسخ سرطان ها به رادیوتراپی بستگی به حساسیت آنها دارد.
The response of a cancer to radiation is described by its radio sensitivity.
1
حالا رقابت تغییر کرده و به ما بستگی دارد!
Things have changed and it is up to us!
1
حقیقتی در مورد ماموریت ما
The truth of our mission
1